نظام به کجا پیش می برد مذاکره یا جنگ

این که بین خامنه ای و روحانی دراینکه مذاکره می خواهند باآمریکا بکنند بحثی نیست واگر می بینی که درداخل برای دلداری اعوان وانصارشان درداخل بحث ازاینکه مذاکره ای درکار نخواهد بود این ها همه اش مصرف داخلی دارد وهمه اش بحث سر اینکه چگونه می توان به نیروهای وارفته نظا م دلداری داد ولی بحث اصلی این است که آنها نفراتشان ازظریف تا عراقچی برای مذاکره وکاسه لیسه ای این سمت وآن سمت و آن کشور این کشور می فرستند که این کارها نمی تواند بدون چراغ سبز خامنه ای باشد که صورت می گیرد
خامنهای مشخص نکرد اگر «دنبال سلاح هستهای مطلقا» نبوده، پس این همه مخفیکاری و این همه مخارج فوقالعاده گزاف که برای پروژهٔ اتمی هزینه کرده است برای چه بوده است؟ اما نکته اصلی این است که اینچنین انکاری خود یکی دیگر از شاخصهای بیراهحل رژیم آخوندی است. چرا که باز خامنهای در بنبستی که نظام گرفتار شده در حالی که قادر به اتخاذ یک تصمیم خطی و استراتژیک نیست تلاش میکند صورت مسأله اتمی یعنی سلاح هستهیی را پاک کرده و روغن ریخته و برنامه اتمی پلمب شده و سیمان گرفته در دوره اوباما را نذر ترامپ کند. تاکتیک ابلهانهای که اگر قرار بود کارگر بیفتد و اگر قرار بود جامعه جهانی و از جمله آمریکا قسم و آیه آخوند را باور کرده و دم خروس بمبسازی اتمی را ندیده بگیرند در اساس نباید کار به ۷قطعنامه شورای امنیت و بعد برجام و بعد قطعنامه ۲۲۳۱که (تجمیع قطعنامههای پیشین بود) و بعد خروج آمریکا از برحام و.... و این همه ماجرا میکشید. اما خامنهای در حضیض ضعف و بنبست به جای هر تصمیمگیری قاطع و روشن از یک طرف ناچار از باز تکرار این ادعاهای لو رفته میشود و از طرف دیگر بهطور همزمان هم از طریق واسطههای بینالمللی بهدنبال آمریکامیفرستد، البته نه بهمنظور یک مذاکره جدی و واقعی، بلکه بهمنظور دفعالوقت و زمان خریدن تا شاید این مرحله را پشت سر بگذارد.
تمام اینها از ضعف واستیصال نظام پاره پاره آخوندی می باشد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر